تبليغاتX
سروش مردی از دیار تنهایی


سروش مردی از دیار تنهایی


http://www.soroushao.blogsky.com اين ادرس وبلاگ جديدم هستش برو ببين.نظر هم يادت نره ها.

حرف ها و پند های جالب
سلام امروز یعنی امشب گفتم که چندتا مطلب باحال بذارم خودم که با اینا خیلی حال کردم امیدوارم شماها هم لذت ببرید.

۱.اگه فکر کردی که نبودن کسی بهتر از بودنشه یه لحظه چشماتو ببند اگر که دیدی چشمات خیس شد بدون که هنوز دوستش داری و داری به خودت دروغ میگی!!!!

۲.همیشه یادت باشه که تو برای دنیا فقط یه نفری ولی ممکنه برای یه نفر تمام دنیا باشی!!!!

۳.بدترین شکل دلتنگی برای آن کسی است که در کنار او باشی و بدانی هیچگاه به او نخواهی رسید!!!!

۴.اگر می خواهی مرا ببینی پلکهایت را روی هم بگذار و چشمانت را ببند.....من همانی هستم که هیچ وقت ندیدی!!!!

۵.هیچ وقت عشق را گدایی نکن چون معمولا" چیز با ارزش را به گدا نمیدن!!!!

۶.هرگز امید را از کسی سلب نکن شاید این تنها چیزی است که او دارد!!!!

۷.سعی کن به خاطر کسی که دوستش داری غرورت را از دست بدی ولی مواظب باش به خاطر غرورت کسی را که دوست داری از دست ندی!!!!

۸.از این ترسم به دل دردی بماند/به عاشق چهره ی زردی بماند/از این ترسم بمیرم در غریبی/گلم در دست نامردی بمیرد!!!!

خوب اینم ار این بالاخره تموم شد.امیدوارم که خوشتون اومده باشه.نظر یادتون نره و لطفا" تو نظر بگین کدوم شماره از همه قشنگ تر بود و چرا؟؟؟؟

با آرزوی سلامتی و موفقیت.

خداحافظ تا بعد

نویسنده: سروش ׀ تاریخ: دوشنبه هفتم دی 1388 ׀ موضوع: جدی ׀

از همه دلخورم.میخوام ببندمش!!!

سلام خوبید؟

من که از دست همتون دلخورم چون دیگه بهم سر نمیزنید.

امیدوارم که این آپم رو همه ی بچه ها بخونن و نظر بدن.

یه کاری می خوام بکنم نظرتون رو بگید.

به دلیل این که کسی دیگه به وبم سر نمیزنه میخوام وب رو تعطیل کنم.

البته وبم چیز خیلی شاخی نیستا ولی انتظار دارم بهم یه سری بزنید.

زود نظرتونو بگید چون مهمه.

منتظرم.

نویسنده: سروش ׀ تاریخ: سه شنبه دهم آذر 1388 ׀ موضوع: جدی ׀

نميدونم هر تيتري مناسبشه خودت انتخاب كن

سلام بچه های گل خوبید؟

خوش میگذره؟

چه خبرا؟والا مطلب جالب پیدا نکردم گفتم خودم یه کمی بحرفم خب!!مگه نمیشه؟

امروز رفتم بسکتبال جاتون خالی انگشتم خونریزی کردش کلی درد کشیدم الان هم با همون انگشتم دارم تایپ می کنم.

حالا نمیدونم چطوری می خوام درس هامو بنویسم.

تازه عموم هم هفته ی دیگه از آمریکا میاد ایران.

کلی هم سفارش دادم که واسم از اون ور برام بیاره تازه یه لپ تاپ هم داره میاره.

شاید نتونم زیاد بیام پیشتون.

ناراحت نشین و به بزرگی خودتون ببخشید.

راستی از دوستای گلی مثل سانی(بهترینشون) ، نگار جان ، تينا آبجي نتيم و مهسا اون يكي آبجي نتي و در كل همه ي بچه هايي كه اومدن و نظر دادن ممنوم.

مرسي كه تنهام نذاشتين.

 

نویسنده: سروش ׀ تاریخ: چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 ׀ موضوع: جدی ׀

نامه ی لیلی به مجنون در زمان جدایی
اي مهربان يار وفادار!

روزها بدين اميد سر از بالين بر مي دارم كه تو در كنارم باشي و شب ها با اين رؤياي شيرين به خواب مي روم كه شب ديگر سر بر روي شانه هاي تو مي گذارم.آخر اي دوست!گيرم كه ديگر هواي ما در سرت نيست ، چرا مدتي است خبري از خودت نمي فرستي تا دل رنجديده ي من را مرهمي باشد.

اينم ابياتي كه در وصفش سرودن:

گيرم ز منت فراغ من نيست

پرواي سراي و باغ من نيت

آخر به زبان نيكنامي

كم زانكه فرستيم پيامي؟

 

ليلي و مجنون دو عاشق واقعي بودند البته يه وقتي عاشق واقعي نشيدا؟آخه تا اونجا كه من فهميدم عشق هاي واقعي هيچ وقت به هم نمي رسن.يه نمونه اش هم همين ليلي و مجنون!!!!!!!!

 

نویسنده: سروش ׀ تاریخ: سه شنبه هفتم مهر 1388 ׀ موضوع: ׀

عشقیه بخونید بحالید
عشق مرگ نيست زندگي است. سخت نيست عين سادگي است. عشق عاشقانه هاي باد وگندم است . اولين پناهگاه کودکي آخرين پناهگاه آدم است. زندگي زيباست حتي اگر کور باشي!! خوش آهنگ است حتي اگر کر باشي!! مسحور کننده است حتي اگر فلج باشي!! اما بي ارزش است اگرثانيه اي عاشق نباشي اگر مي دانستي دل ترک خورده ي من با ياد چشمان باراني ات شکسته تر مي شود هيچ گاه به من پشت نمي کردي اگر مي بيني کسي به روي تو لبخند نمي زند علت را در لبان فرو بسته خودت جستجو کن.

اینم تقدیم به دختری که دوستش دارم ولی میدونم که اینقدر اینروزا بی معرفت شده که حتی جواب سلامم رو هم نمیده چه برسه به این که بیاد و بخونه.

بچه ها در آپ بعدي نامه ي ليلي به مجنون تو وقت جدايي رو ميخوام بذارم نظرتون چيه؟بذارم يا نه؟

نویسنده: سروش ׀ تاریخ: یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 ׀ موضوع: جدی ׀

لحظه ها رو غنيمت بشمار
سلام هي بهم ميگيد آپ كن بيايد الان آپ كردم مثلا" چي شد؟

الان يه متن توپ ميذارم كه همه حال كنن.

زندگي سخت،ساده است!

خطر كن!

وارد بازي شو!

چه چيزي از دست ميدهيم؟

با دست هاي تهي آمده ايم،

و با دست هاي تهي خواهيم رفت،

نه،چيزي نيست كه از دست بدهيم،

فرصتي بسيار كوتاه به ما داده اند،

تا سر زنده باشيم،

تا ترانه اي زيبا بخوانيم،

و فرصت به پايان خواهد رسيد.

آري اينگونه است كه هر لحظه غنيمتي است. 

اينم يه شعر از خيام در همين مورد.

بر مفرش خاك خفتگان ميبينم

                                                 در زير زمين نهفتگان ميبينم

چندين كه به صحراي عدم مينگريم

                                                 نا آمدگان و رفته گان ميبينم

نویسنده: سروش ׀ تاریخ: چهارشنبه چهارم شهریور 1388 ׀ موضوع: اجتماعی ׀

زن
 

                      www.bahar-20.com            قالب ، کد موزیک ، تصاویر زیباسازی وبلاگ ، فال      WWW.BAHAR-20.COM            بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com        اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

  1-قلب زن پرتگاهي است هولناك كه عمق آن را نمي توان حدس زد. (لامارتين)

2-زن ها جنگ را شروع مي كنند و مردها آن را ادامه مي دهند. (ارنست همينگوي)

3-لبخند زن در دو موقع آسماني و فرشته مانند است:يكي هنگامي كه براي اولين بار با لبخند به معشوقش مي گويد،دوستت دارم و ديگر هنگامي كه براي اولين بار به روي كودك نوزادش لبخند مي زند. (ويكتور هوگو)

4-عقل در دست نفس چنان گرفتار است كه مرد در دست زن گريز راي. (سعدي)

5-زن تنها حريفي است كه پس از شكست مطالبه ي خسارت و غرامت ميكند. (نا شناس)

6-دو زن هرگز با هم دوستي و محبت نمي كنند مگر به خاطر توطئه بر عليه زن سوم. (آلفونس كار)

7-در آغاز هر كار مهم پاي يك زن در ميان است. (لامارتين)

8-زن زشت در دنيا وجود ندارد، فقط برخي از زنان هستند كه  نمي توانند خود را زيبا جلوه دهند. (برنارد شاو)

9-زن زيباترين و با ارزش ترين تحفه ي آسماني است. (ميلتون)

10-بهتر است برده ي شيطان باشيد تا غلام زن. (شللي)

نویسنده: سروش ׀ تاریخ: جمعه شانزدهم مرداد 1388 ׀ موضوع: اجتماعی ׀

خبر مهم من(سروش)

خوب دیگه دوباره روز از نو و روزی از نو از این به بعد دوباره آپ میکنم از کسانی هم که بهم تسلیت گفتن،تشكر مي كنم.چند جمله هم واستون مي نوسيم در مورد زندگي و زندگي كردن و اميد به زندگي.

زندگي اسم نيست ، در واقع زيستن است.

عشق نيست ، عشق ورزيدن است.

رابطه نيست ، ربط يافتن است.

آواز نيست ، آواز خواندن است.

رقص نيست ، رقصيدن است.

 

نویسنده: سروش ׀ تاریخ: جمعه دوم مرداد 1388 ׀ موضوع: جدی ׀

تفاوت بهشت و جهنم به زبان کودکانه

فردي از پروردگار درخواست كرد تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد خداوند پذيرفت.او را واد اتاقي نمود كه جمعي از مردم در اطراف يك ديگ بزرگ غذا نشسته بودند.همه گرسنه، نا اميد و در عذاب بودند.هر كدام قاشقي داشت كه به ديگ مي رسيد ولي دسته ي قاشق ها بلند تر از بازوي آنها بود،بطوريكه نمي توانستند قاشق را به دهانشان برسانند!عذاب آنها وحشتناك بود.

آنگاه خداوند گفت:اكنون بهشت را به تو نشان مي دهم.او به اتاق ديگري كه درست مانند اولي بود،وارد شد.ديگ غذا،جمعي از مردم،همان قاشق هاي دسته بلند و ... ولي آنجا همه شاد و سير بودند.آن مرد گفت:نمي فهمم؟چرا مردم در اينجا شادند در حالي كه در اتاق ديگر بدبخت هستند،با آنكه همه چيزشان يكسان است؟خداوند تبسمي كرد و گفت:خيلي ساده است،در اينجا آنها ياد گرفته اند كه يكديگر را تغذيه كنند.هر كسي با قاشقش غذا در دهان ديگري مي گذارد،چون به اين ايمان دارد كه كسي هست كه غذا در دهان خودش بگذارد.

نویسنده: سروش ׀ تاریخ: پنجشنبه یکم مرداد 1388 ׀ موضوع: اجتماعی ׀

ای وای بر ما

مادران خانه بدوشی می کنند ای وای بر ما
خواهران هم خود فروشی میکنند ای وای برما
روشن اندیشان همه بر گرد منقل روز و شب
خلق تریاکی خموشی می کنند ای وای بر ما
آن جوانانی که فرزندان این آب و گل اند
پشت دیوار باده نوشی می کنند ای وای بر ما
دختران را در حجاب تیره پنهان می کنند
با گلوله چهره پوشی می کنند ای وای بر ما
ریش و دستار و عبا ، هر گوشه ای بانگ عزا
این جماعت دین فروشی می کنند ای وای بر ما
کشوری را بر دم تیغ جهالت برده اند
ملتی را مغز شویی می کنند ای وای بر ما
مردمان خاموش و آزادی به بند اهرمن
حاکمان هم پرده پوشی می کنند ای وای بر ما
گر چه این قصه دل و جان را به آتش میکشد
پس چرا یاران خموشی می کنند ای وای بر ما
دولت پاکان اگر حاکم نگردد هر چه زود
کیش اهریمن چموشی می کند ای وای بر ما

                               فريدون مشيري

نویسنده: سروش ׀ تاریخ: شنبه بیستم تیر 1388 ׀ موضوع: اجتماعی ׀

گلدان تنها

ما دو تا گلدان گل بودیم که در کنار هم زندگی می کردیم.خانم صاحب خانه ما را گذاشته بود پشت پنجره.من زرد و پژمرده بودم ، اما آن گلدان ، تازه و شاداب بود.خانم صاحب خانه هر روز برگ های من را می کند و دور می ریخت ولی برگ های آن گلدان را نوازش می کرد و با دستمال غبارها را پاک می کرد.من هر روز تشنه می ماندم ، اما خانم صاحب خانه هر روز به آن گلدان آب تازه خنک می داد.رهگذران ساعت ها می ایستادند و آن گلدان را نگاه می کردند ، اما هیچ کس به من توجه نداشت و من غصه می خوردم.یک روز آن گلدان از پشت پنجره به زمین افتاد و شکست.از آن روز به بعد خانم صاحب خانه فقط از من نگهداری می کند، به من آب خنک تازه می دهد ، برگ های مرا نوازش می کند و با من حرف می زند.رهگذران می ایستند و فقط مرا تماشا می کنند.پروانه ها فقط در اطراف من پرواز می کنند.گنجشک ها فقط برای من جیک جیک می کنند.اما من هنوز هم غصه می خورم.چون من اینجا پشت این پنجره بدون آن گلدان خیلی تنها هستم.

نویسنده: سروش ׀ تاریخ: پنجشنبه هجدهم تیر 1388 ׀ موضوع: اجتماعی ׀

فقط خانوم های با حال بخونند.

بعضی خانوم ها خیلی خانومند!این خانم های هنرمند هیچ وقت یادشون نمی ره که یخچالشون توی تابستون پر از شیشه های مربای توت فرنگی و آلبالو و انجیره یا پائیز و زمستون ترش و شور و مربای به و پوست پرتقال درست می کنند.البته گهگاهی هم خدا پدر هویج را بیامرزه!که تمام سال حی و حاضره و اگر ذخیره مرباجات منزل به پایان رسید هویج های رنده شده خوش رنگ توی قابلمه میون شهد و شکر بالا پائین می پرند.به نظر این خانوم های به تمام معنا ، آب لیمو و رب و حتی ماست فقط خونگی اش خوبه و معلوم نیست این کارخونه ها چه آت و اشغالی را به اسم این ها توی شیشه ها و قوطی ها می ریزند و تحویل مردم می دهند.خانوم خانوم ها هیچ وقت برای خودش چیز زیادی نمی خواد ، اول بچه ها ! این را یادتون نره ، خواهش می کنم بینی تون رو هم با وارد شدن به منزل خانوم خانه و مواجه شدن با منظره میز ناهار خوری سراسر پوشیده از نعناع یا شویدهائی که در حال خشک شدن هستند جمع نکنید ، بلکه همه این ها جای تحسین و ستایش دارد.بگذریم از پس اندازهای همیشگی این بانوان دور اندیش که همیشه در موقع نیاز به داد آقا می رسه و خیلی چیزهای دیگه . . .

بعضی از خانوم ها واقعاً باحالند!شیک پوش و آراسته اند.موهاشون عین جعبه مدادرنگی بچه ها در قد و رنگ تنوع داره ، چون هیچ وقت تحمل یکنواختی و شلختگی رو ندارد!خانوم باحال دوست های خوبی داره.گهگاهی به طور اتفاقی ، البته فقط به طور اتفاقی ، وقتی دارید از پشت شیشه کافی شاپ ها رد می شید چند تایی از اون ها را اون جا می بینید.خانوم باحال منتظر نمی شه تا آقاش اونو برای مسافرت ببره.برای دیدن مراسم گلاب گیری کاشان هم که شده!چند تا خانوم باحال دیگه قطعاً یک برنامه ای برای خودشان می گذارند.چون به هر حال اگر غیر از این باشه آقا باید جواب مبتلا شدن خانوم به بیماری افسردگی را حتماً بدهد.به هر شکل این مهمه که خانوم باحال اونقدر باحاله که نمی شه کاملاً تعریفش کرد چون اگه همه چیز قابل پیش بینی بود که دیگه باحال نبود.

حالا اگر خدا بخواهد و به میمنت و مبارکی صیغه عقد بین اون آقا و خانوم جاری بشه ، که خوب زندگی شیرین می شود.اگر هم گاهی خانوم یا آقای باحال یا هردو ، یک جوری پرشون به پر هم بگیره و حتی اگر سر و صدایی به پا کنند و چند تا از سرویس های جهیزیه خانوم را هم تو سر هم ناقص کنند ، باز هم خودشون بلدند ، چطور از پس هم بر بیان چون بالاخره خیلی باحالند!

حالا ، عرضم به حضورتون همه این هایی که گفتیم وصف حال خوب هاش بود.وای به حال آقا بده و خانوم ناسازگاره ، آقا بی مسئولیته و خانوم بی خیاله ، آقا خسیسخه و خانوم لجبازه ، . . . که دیگه کارشون به ناکجا آباد می کشه!

نتیجه اخلاقی

دوست خوبم ، اگر هنوز دیر نشده ، یک لحظه بایست.                                                              ببین خودت کی هستی ؟ در کدام مسیری ؟ و همسفر این راه چه کسی می تواند باشد که با تو هم مسیر و هم گام باشد.                        

نویسنده: سروش ׀ تاریخ: پنجشنبه هجدهم تیر 1388 ׀ موضوع: اجتماعی ׀

فقط آقايون با حال بخونند.

بعضی از آقایون خیلی آقا هستند !!! غروب ها از سر کار یک راست میان خونه.سر کار به مادر و آبجی کوچیکشون تلفن نمی زنند!چون به قوم و خویش حتماً باید همراه با عیال تلفن کرد که همه از شنیدن صدای هم خوشحال شوند!این آقایون کاملاً آقا ، وقتی که خانوم بهشون خبر می ده قراره بروند مهمونی منزل اقوام خانوم حسابی خوشحال می شن و از این پیشنهاد استقبال می کنند.وقتی هم که قراره مهمون به منزلشون بیاد ، در کمال سخاوت بهترین میوه و شیرینی ای که در توانشون هست طبق سفارشات خانوم ، خریداری می کنند و اگر حتی تا دو سه بار دیگر هم تا آخر شب خانوم یادش بیفتد که یکی دو قلم از چیزهایی را که احتیاج داشته فراموش کرده ، بدون هیچ شکایتی مسیر منزل تا سوپر مارکت یا میوه فروشی رو می روند و برمی گردند.توی منزل این آقای به تمام معنا هیچ شیری چکه نمی کند و هیچ لامپ سوخته ای وجود ندارد.این آقای گل البته یادش نمی رود که حتماً بهترین چیزهایی را که می تواند برای روز تولد خانوم یا روز زن تهیه کند و قطعاً حداقل سالی یک بار سفر با خانم و بچه ها هم جزء برنامه های این زندگی خوب هست و . . .

بعضی آقایون خیلی باحال هستند!این آقایون باحال یک زمانی هرشب با خانوم توی رستوران ها هستند و هر روز در پی یک تفریح تازه . یک زمانی هم اصلاً در آمد ندارند و از صبح تا شب ور دل خانوم با تلفن همراه خاموش ، جلوی تلويزیون نشستند و احتمالً ماه را با فروش یکی دو سکه ی طلای سر عقد یا . . . می گذرانند  چون این آقایان باحال که ذاتاً باحال هستند ، معمولاً اهل پشت میز نشینی و حقوق با کسر مالیات و بازنشستگی و بیمه گرفتن و به طور کلی این کارهای یکنواخت نیستند و ترجیح می دهند برای خودشان کار کنند و خوب کار هم گاهی هست و گاهی نیست و یا اصلاً حسّش نیست!

تلفن آقای باحال در بیشتر روز مشغوله و فایل پیام های کوتاهش هم پر از لطیفه های خنده دار.آقای باحال ممکنه برای تولد خانومش فقط یک ترانه هدیه دهد!یا حتی ممکنه اصلاً آن روز کاملاً از یادش برود چون درست همان روز اتفاق باحال تری رخ داده بود.آقای باحال ممکنه چند سالی بگذره و اصلاً پولی نداشته باشه تا خانم را تا جاده چالوس هم ببرد.اما اگر یک دفعه شنیدید آقای باحال و خانواده به ترکیه ، دبی یا حتی دورتر از آن هم رفتند و برگشتند تعجب نکنید چون باحالی آقای باحال به همینه.

نویسنده: سروش ׀ تاریخ: پنجشنبه هجدهم تیر 1388 ׀ موضوع: اجتماعی ׀

تست هوش.فقط اولش جواب ها رو نگاه نکنید

مسئله 1 - فرض کنید راننده یک اتوبوس برقی هستید. در ایستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس می شوند، در ایستگاه دوم 3 نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند. راننده چند سال دارد؟ 

مسئله 2 - پنج کلاغ روی درختی نشسته اند، 3 تا از آنها در شرف پرواز هستند. حال چه تعداد کلاغ روی درخت باقی می ماند؟

مسئله 3 - چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی موسی برده شد؟
مسئله 4 - شیب یک طرف پشت بام شیروانی شکلی، شصت درجه است و طرف دیگر 30 درجه است. خروسی روی این پشت بام تخم گذاشته است. تخم به کدام سمت پرت می شود؟
مسئله5 - من دو سکه به شما می دهم که مجموعش 30 تومان می شود. اما یکی از آنها نباید 25 تومانی باشد. چطور؟
.
.
.
.
.
.
.
.
پاسخ ها:
.
.
.
.
.
.
.
مسئله 1 - راننده اتوبوس هم سن شما باید باشد. چون جمله اول سوال می گوید "تصور کنید که راننده اتوبوس هستید."
مسئله 2 - همه کلاغ ها، چون آنها فقط "در شرف پرواز" هستند و هنوز از روی درخت بلند نشده اند. (اگر جواب شما 2=3-5 بوده بدانید دوباره محاسبات جلوی تفکرتان را گرفته است.)
مسئله 3 - هیچ. آن نوح بود که حیوانات را به کشتی برد و نه موسی ("چه تعداد" جلوی فکر کردن شما را گرفته است.)
مسئله 4 - هیچ کدام. خروس ها که تخم نمی گذارند.اگر شما سعی کردید جواب توسط محاسبات و مقایسه اعداد بدست آورید، شما دوباره به وسیله اعداد منحرف شدید.
مسئله 5 - یک 25 تومانی و یک 5 تومانی. به یاد بیاورید ( فقط یکی از آنها ) نباید 25 تومانی باشد و همین طور هم هست. یک سکه 5 تومانی داریم. شما با عبارت "یکی از آنها نباید …" فریب خوردید.

نویسنده: سروش ׀ تاریخ: دوشنبه پانزدهم تیر 1388 ׀ موضوع: جدی ׀

گفت و گو با خدا

در روياهايم ديدم که با خدا گفتگو مي کنم.

خدا پرسيد: پس تو مي خواهي با من گفت و گو کني؟

من در پاسخش گفتم : اگر وقت داريد.               

خدا خنديد: وقت من بي نهايت است... در ذهنت چيست که مي خواهي از من بپرسي؟

پرسيدم : چه چيز بشر شما را سخت متعجب مي سازد؟

خدا  پاسخ داد : کودکي شان. اينکه آنها از کودکي شان خسته مي شوند ، عجله دارند

بزرگ شوند، و بعد دوباره پس از مدتها ، آرزو مي کنند که کودک باشند.

اينکه آنها سلامتي خود را از دست مي دهند تا پول به دست آورند.

و بعد پولشان را از دست مي دهند تا دوباره سلامتي خود را بدست آوردند .

اينکه با اضطراب به آينده مي نگرند و حال را فراموش مي کنند.

بنابر اين نه در حال، زندگي مي کنند و نه در آينده .

اينکه آنها به گونه اي زندگي مي کنند که گوئي هرگز نميميرند،

و به گونه اي ميميرند که گوئي هرگز زندگي نکرده اند.

دست هاي خدا دست هايم را گرفت، براي مدتي سکوت کرديم و من دوباره پرسيدم :

به عنوان يک پدر، مي خواهي کدام درسهاي زندگي را فرزندانت بياموزند؟

او گفت : بياموزند که آنها نمي توانند کسي را وادار کنند که عاشقشان باشد.

همه کاري که آنها مي توانند بکنند اين است که اجازه دهند که خودشان دوست داشته باشند.

بياموزند که درست نيست خودشان را با ديگران مقايسه کنند،

 بياموزند که فقط چند ثانيه طول مي کشد تا زخم هاي عميقي در قلب آنان که

دوستشان داريم ، ايجاد کنيم

اما سالها طول مي کشد تا آن زخم ها را التيام بخشيم.

بياموزند ثروتمند کسي نيست که بيشترين ها را دارد ، کسي است که به کمترين ها نياز دارد.

بياموزند که آدم هايي هستند که آنها را دوست دارند، فقط نميدانند که چگونه

احساساتشان را نشان دهند .

بياموزند که دو نفر مي توانند با هم به يک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببينند.

بياموزند که کافي نيست فقط آنها ديگران را ببخشند، بلکه آنها بايد خود را نيز ببخشند.

من با خضوع گفتم : از شما به خاطر اين گفتگو متشکرم.

آيا چيز ديگري هست که دوست داريد فرزندانتان بدانند.

خداوند لبخند زد و گفت: فقط اينکه بدانند من اينجا هستم، هميشه.

نویسنده: سروش ׀ تاریخ: دوشنبه پانزدهم تیر 1388 ׀ موضوع: اجتماعی ׀

سخنان کوتاه و جالب
*هر موقع خواستی از کسی جدا بشی یادت نره بهترین راه اینه که بهش بگی خداحافظ واسه همیشه.شاید اون ناراحت بشه و قلبش بشکنه ولی بهتر از اینه که منتظر بمونه.

*زندگی دفتری از خاطره هاست...یک نفر در دل شب...یک نفر در دل خاک...یک نفر همدم خوشبختی هاست.یک نفر همسفر سختی هاست.چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد...ما همه هم سفریم.

*بعضی ها گله دارند که چرا گل سرخ خار داره؟در این فکرم که چرا نمی گویند:عجب...این بوته خار گل سرخ دارد.

*ترک دنیا کرده ام ...ترک جان هم می کنم هر چه گویی غیر عشقت ترک آن هم می کنم.

*اگر می توانستم مجازتت کنم ازت می خواستم همون اندازه که من دوست دارم دوسم داشته باشی.

*عشق در لحظه ای پدید می آید و دوست داشتن در امتداد زمان.این اساسی ترین تفاوت عشق و دوست داشتن است.

* عشق سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق.(بالزاک)

*زندگی مثل یه پیانوست همون چیزی رو میشنوی که می نوازی.

*میدونی سخت گیر ترین معلم دنیا کیه؟زندگی.چون اول امتحان می گیره بعد درس میده.

*کوتاه ترین فاصله برای گفتن دوست دارم فقط یه لبخنده.....نخند

*برای شنیدن صدایی که دوستش می داری همین لحظه هم بسیار دیر است.افسوس خواهی خورد زمانی که آن سوی سیم ها کسی بی احسحس می گوید:برقراری ارتباط با مشترک مورد نظر مقدور  نمی باشد!!!

نویسنده: سروش ׀ تاریخ: دوشنبه پانزدهم تیر 1388 ׀ موضوع: خنده دار ׀

تا شقايق هست زندگي بايد كرد
زندگی خالی نیست:مهربانی هست،سیب هست،ایمان هست،آری تا شقایق هست زندگی باید کرد.

روح در جست وجوی خداست همان گونه که هوای گرم رو به بالا دارد و رودها به سوی دریا ها جاری اند. روح دو توانایی دارد؛ تمنای جست وجو وتمنای جنگیدن به خاطر این تمنا. روح هرگز جست وجوی خداوند را رها نمی کند وآن گاه که به او رسید ،کشف می کند که او هم در جست وجوست.

بیايید به یاد بیاریم که هممون یه نفر رو اون بالا داریم!کسی که فقط خیر ما رو می خواد.

نویسنده: سروش ׀ تاریخ: جمعه بیست و نهم خرداد 1388 ׀ موضوع: اجتماعی ׀

یک واقعیت برای دختر های خوب
از تابلو ترین دروغ های یک پسر: ۱. دوست دارم ۲. عاشقتم ۳. اولین باره که با یه دختر دوست شدم... ۴. قول می دم همیشه با هم بمونیم ۵. من از اخلاقت خوشم اومده ۶. هر کاری بگی برات می کنم ۷. من به غیر تو به هیچ کس فکر نمی کنم ۸. خوشگل ترین دختری که تو عمرم دیدم تویی ۹. بهترین لحظه ی زندگیم وقتیه که با تو ام ۱۰. هیچوقت تنهات نمیذارم
نویسنده: سروش ׀ تاریخ: جمعه بیست و نهم خرداد 1388 ׀ موضوع: اجتماعی ׀

استفاده از لپ تاپ مردان را عقیم می کند

دانشمندان هشدار دادند استفاده طولانی و مداوم از رایانه های قابل حمل موسوم به "لپ تاپ" قدرت باروری مردان را كاهش می دهد.

ایسنا در این زمینه به نقل از محققان دانشگاه لویولا نوشت:  اگرچه ممكن است برای بسیاری از مردان جوان، پدر شدن خیلی دور از ذهن باشد اما الگوهای رفتاری شان در دوران جوانی و نوجوانی ممكن است روی توانایی آنها برای پدر شدن در سالهای آتی زندگی تاثیر بگذارد.

پژوهشگران در این تحقیق دریافته‌اند؛ استفاده زیاد از لپ تاپ از جمله فاكتورهایی است كه باعث ضعف قدرت بارورسازی در مردان می‌شود.

یك متخصص نظام بهداشتی دانشگاه لویولا در مطالعات خود دریافته است كه استفاده زیاد از لپ تاپ به قدرت بارورسازی مردان آسیب می‌رساند.

دكتر سوزان كاویك پزشك و رییس بخش غدد درون ریزشناسی تولیدمثلی در دانشگاه و استادیار دپارتمان مامایی و پزشكی دانشگاه لویولا در این باره گفت: امروزه استفاده از لپ تاپ در بین مردان جوان بسیار متداول شده است و این وسیله به عنوان جدیدترین فناوری، طرفداران بسیاری در بین مردان دارد، اما تحقیقات نشان می‌دهد حرارت ناشی از لپ تاپها می‌تواند به تولید و رشد اسپرم (سلولهای جنسی مردانه) آسیب وارد كند و در نتیجه توان بارورسازی آنها از بین خواهد رفت.

دكتر كاویك به همین دلیل پیشنهاد می‌كند كه برای جلوگیری از این تاثیر  منفی، مردها باید لپ تاپ‌ها را روی میز قرار دهند و در عین حال از ابزار حفاظتی استفاده كنند.

نویسنده: سروش ׀ تاریخ: چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 ׀ موضوع: اجتماعی ׀

جذاب ترين مرد
اين عكس رو خانوما نگاه نكنن آخه مي ترسم از جذابيتش غش كنن.از ما گفتن و از شما گوش نكردن!
نویسنده: سروش ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388 ׀ موضوع: ׀

blogers

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس